آریاز

گر دخان او را دلیل آتش است، بی دخان ما را در آن آتش خوش است..

آریاز

گر دخان او را دلیل آتش است، بی دخان ما را در آن آتش خوش است..

آریاز

آریاز قصه عشق است..
حکایت زمین که چقدر نزدیک است به آسمان..
روایت هوا و نفس است..
◀داستان نفسهای به شماره افتاده▶

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱۹ اسفند ۹۴، ۲۰:۱۴ - چشم به راهم ...
    دقیقا
پیوندها

زیرا او هیچ پیمانى نبست که نشکست..

يكشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ۰۶:۴۶ ب.ظ

 

 

گفت مى آیم... سحر شد و نیامد!
نیامد و نخواهد آمد،
زیرا او هیچ پیمانى نبست که نشکست...
او هیچگاه نسوخته تا معناى سوختن را بداند
او هیچ وقت درد نکشیده تا بداند درد چیست
او هرگز در انتظار نمانده تا از تلخى انتظار باخبر باشد.

-احمد شاملو



 
  • ABan

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی