آریاز

گر دخان او را دلیل آتش است، بی دخان ما را در آن آتش خوش است..

آریاز

گر دخان او را دلیل آتش است، بی دخان ما را در آن آتش خوش است..

آریاز

آریاز قصه عشق است..
حکایت زمین که چقدر نزدیک است به آسمان..
روایت هوا و نفس است..
◀داستان نفسهای به شماره افتاده▶

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۴ فروردين ۹۵، ۱۹:۱۷ - donya
    mersii
  • ۴ فروردين ۹۵، ۱۸:۱۲ - عبدالله عبدی
    HeY
  • ۱۹ اسفند ۹۴، ۲۰:۱۴ - چشم به راهم ...
    دقیقا
پیوندها

قرآن..! من شرمنده توام..(2)

چهارشنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۵، ۰۷:۱۳ ب.ظ

قرآن..!

من شرمنده توام..

اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام..

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته..

یکی ذوق می کند که ترا فرش کرده..

یکی ذوق می کند که تو رابا طلا نوشته..

یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده..

و..

آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم..؟


پدر مادر ما متهمیم | دکتر علی شریعتی

  • ۹۵/۰۱/۰۴
  • علی اسماعیل زاد

نظرات  (۱)

mersii

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی