آریاز

گر دخان او را دلیل آتش است، بی دخان ما را در آن آتش خوش است..

آریاز

گر دخان او را دلیل آتش است، بی دخان ما را در آن آتش خوش است..

آریاز

آریاز قصه عشق است..
حکایت زمین که چقدر نزدیک است به آسمان..
روایت هوا و نفس است..
◀داستان نفسهای به شماره افتاده▶

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۴ فروردين ۹۵، ۱۹:۱۷ - donya
    mersii
  • ۴ فروردين ۹۵، ۱۸:۱۲ - عبدالله عبدی
    HeY
  • ۱۹ اسفند ۹۴، ۲۰:۱۴ - چشم به راهم ...
    دقیقا
پیوندها

چرا ما انسان ها باور نداریم..

چهارشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۱۶ ب.ظ

دیشب به خودم گفتم : 

شعور یک گیاه در وسط زمستان..

از تابستان گذشته نمی آید..

از بهاری می آید که فرا می‌رسد..

گیاه به روزهایى که رفته ، نمی اندیشد..

به روزهایى می اندیشد که می آید..

اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد..

چرا ما انسان ها باور نداریم..

که روزی خواهیم توانست..

به هر آن چه می‌خواهیم ، دست یابیم..؟


- جبران خلیل جبران

  • ۹۴/۱۲/۱۹
  • علی اسماعیل زاد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی