آریاز

گر دخان او را دلیل آتش است، بی دخان ما را در آن آتش خوش است..

آریاز

گر دخان او را دلیل آتش است، بی دخان ما را در آن آتش خوش است..

آریاز

آریاز قصه عشق است..
حکایت زمین که چقدر نزدیک است به آسمان..
روایت هوا و نفس است..
◀داستان نفسهای به شماره افتاده▶

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۴ فروردين ۹۵، ۱۹:۱۷ - donya
    mersii
  • ۴ فروردين ۹۵، ۱۸:۱۲ - عبدالله عبدی
    HeY
  • ۱۹ اسفند ۹۴، ۲۰:۱۴ - چشم به راهم ...
    دقیقا
پیوندها

آغوش گشودی که به سوی تو دویدم..

چهارشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۴:۰۳ ب.ظ

امروز به کوی تو گرفتار زیاد است

مثل من شرمنده گنهکار زیاد است

اما کرم توست که بسیار زیاد است

بخشندگی ات حضرت ستار زیاد است

 

در کوی وفا شاه و گدا فرق ندارند

وقت کرم تو فقرا فرق ندارند

 

خواندی تو دگر بار به کویت همگان را

هرکس که به سرمایه ی خود دیده زیان را

یا داده ز کف فرصت ماه رمضان را

با خویش بیارد دل و جان نگران را

 

گفتی که گناه دل پر آه ببخشی

امروز به اندازه ی یک ماه ببخشی

 

بعد از رمضان رشته ی خود با تو بریدم

من هرچه کشیدم فقط از خویش کشیدم

روز عرفه آمد و شد تازه امیدم

آغوش گشودی که به سوی تو دویدم

 

من آمده ام باز توانم بده امروز

اصلا تو بیا راه نشانم بده امروز

 

آفت زده بر حاصل من بار ندارد

این بار به غیر از تو خریدار ندارد

این بنده خودش آمده پس جار ندارد

اصلا زمین خورده که آزار ندارد

 

بر آنکه زمین خورده جفا را نپسندند

رفتم همه جا جز تو گدا را نپسندند

 

حالا که من افتاده ام از نام و نشان ها

حالا که نشستم ز فراغت به فغان ها

مگذار بیفتد سخنم روی زبان ها

مگذار شود فاش ز من راز نهان ها

 

من آبرویم در خطر افتاده نظر کن

حالا که گدا پشت در افتاده نظر کن

 

هر چند ندیدم ز دعایم اثراتی

نه حال بکا دارم و نه حال صلاتی

من را برسانید به یار عرفاتی

جز عشق حسین نیست مرا راه نجاتی

 

شرمنده کند باز مرا از کرم خود

ما را به سلامی ببرد در حرم خود

 

این قدر مگو از لب و دندان دُر افشان

این قدر مده شرح ز گیسوی پریشان

خواهر شده از لحن دعای تو هراسان

برگرد مدینه مرو کوفه حسین جان

 

ترسم که کسی بشکند آئینه ات آقا

یا آنکه نشیند به روی سینه ات آقا

 

گفتم عرفه فرصت دیدار مهیاست

هر ساعت این روز خبر دار ز آقاست

خوش آنکه دلش هم نفس یوسف زهراست

اما همه ی عشق فقط روضه ی سقاست

 

در روضه ی او عطر گل یاس بیاید

خود گفته که در روضه ی عباس بیاید

  • ۹۴/۰۷/۰۱
  • علی اسماعیل زاد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی