آریاز

گر دخان او را دلیل آتش است، بی دخان ما را در آن آتش خوش است..

آریاز

گر دخان او را دلیل آتش است، بی دخان ما را در آن آتش خوش است..

آریاز

آریاز قصه عشق است..
حکایت زمین که چقدر نزدیک است به آسمان..
روایت هوا و نفس است..
◀داستان نفسهای به شماره افتاده▶

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱۹ اسفند ۹۴، ۲۰:۱۴ - چشم به راهم ...
    دقیقا
پیوندها

قربون کفترای صحن رضا ... آقاجان..

چهارشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۳۵ ق.ظ

مستحقم بده در راه خدا آقاجان

آمدم باز به امید شما آقاجان

دست تنگم به امید کرمت آمده ام

رحم کن بر منِ افتاده ز پا آقاجان


اهل ایرانم و همسایه چشمان شما

حقِ اب و گل ما هست به جا اقاجان ؟

فقط این جاست که رویم به گدایی باز است

داده ای بس که خودت رو به گدا آقاجان


گره اخرتم دست تو را می بوسد

مکن ان روز فراموش مرا آقاجان

سر سال است و من خرجی خود میخواهم

بعد دو ماه غم و اشک و عزا آقاجان


من به این اب و هوا انس گرفتم اما

چه کنم با هوس کرببلا آقاجان

کودکی من از این صحن به ان صحن گذشت

مثل پروانه در باد رها آقاجان


با همان لهجه پاک پدری میگویم

قربون کفترای صحن رضا ... آقاجان


-حسن کردی

  • ۹۴/۰۶/۰۴
  • علی اسماعیل زاد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی